سگ

امروز اعصابم سگی شده بد جوررر

امروز.امروز.امروز

همینجوری اومدم اینجا بچی بنویسم تا حالم بهتر بشه.

اما نمیدونم چرا این بدبختی متوجه نیست وزنش زیاده و اصا خیال نداره اون هیکلشو از روم بر داره

به خدا دارم خفه میشم...دارم از حرفایی که باید تو روی بقیه داد بزنم خفه میشم...دارم خفه میشم از اون نامردی که منم نامرد کرد

دارم خفه میشم از بوی گنه مرده ی مردم

دارم خفه میشم از این دروغایی که تمام زندگیمون شدن

دارم خفه میشم از این خیانتی که داریم در حق خودمون میکنیم

دارم خفه میشم از این همه گناه

دارم خفه میشم از این همه بغضی که با غرور نگه داشتم

دارم خفه میشم از وزنه بدبختی ای که رومه

دارم خفه میشم از این زندگی سگی

دارم جدی میگم

سگ زندگیش از ما بهتره...

سگ.سگ.سگ

فقط دارم فکر میکنم کاش سگ بودم

حداقل ادای ادم بودنو در نمیوردم در حالی که سگم

سگ

سگ

سگ

ببین کوچولو تو دست و پای ما نیا

بهم خنجر زدی پیش خودم گفتم وقتی خواسته خنجر بزنه از پشت نشناختمون

ببین بچه خر پول

شاید مث تو پول خوردم800.900نباشه اما میدونی چیه پولی که من در میارم یا پول بابام شرف داره به اون سفره ای که تو سرش غذا میخوری

ببین کوچولو

شاید ساکتم یا همش باهات شوخی میکنم اما اونوقتی که جلو جمع سوژه خندم میکنی یادت بیاد اون زمانی که پیش ما خفن سوتی دادی.من دخترم اما در حقت مردونگی میکنم به کسی نمیگم توام حداقل کمتر حیوون باش

نمیدونم والا

اما گاهی وقتا فقط فک میکنم نه نه بابا بعضیا با چه امیدی این مایه ننگو تو 1 شب درست کردنو اون نه نه بدبختش 9 ماه اینو با خودش این ور اون ور کرده باباشم از کارش افتاده ها....خدایی ارزش این همه سختیو ندارن بعضیااااااا

ببین خوشگله

شاید عاشقت بودم اما الان حواستو جمع کن گاززت نگیرم الان مث خودت سگ شدممم سگ

اوووووف خودم داره حالم از این همه حرفای چرت بهم میخوره فک کنم این عقده ها حاملمون کردن بچمونم بدبختیه

اما چقد مسخرس تمام زندگیت خلاصه بشه توی دنیای مجازی.و اون حس خاص رو باز به 1 ادم اشتباه توی دنیای مجاری پیدا کنی.خدایا این بار دست از سرمممممممممم بردار


جمله های کوتاه و پر معنی نمیذارم حال میکنم رک حرف بزنم حال میکنم با حرفام طرف مقابلمو اتیش بزنم

حال میکنم خورد شدنشونو با چشمام ببینم....نه من عوضی نیستم اما بقیه عوضیم کردن

نه دیگه از این به بعد تلخ میشم تلخ تر از شیرین برای فرهاد حتی تلخ تر از قهوه اسپرسو

یکی نیست به بعضیا بگه اقا اصا به تو چه اینی که داری ازش میگی بهترین دوسته منه

باباش قاچاقچیه به تو چه؟

باباش جوونا مردمو معتاد کرده به تو چه؟

بچه طلاقه اصا به تو چه ؟

خواهر برادراشو تا حالا ندیده به تو چه؟

باباش به زور اسمشو به عنوان فرزند تو شناسنامش زده به تو چه؟

تا حالا باباش 1 ریالم براش نفرستاده به تو چه؟

ته تهش اینه که اون ادمه میفهمی ادم

شاید از هموون ادمایی ک خیلی وقتی اصا نیستشون

اونی که ته ته چشماش ادمو اروم میکنه

اره خیلی میخوامش اصا میمیرم براش

اما همجنس گرا نیست فقط رفیقشم

درکش انقد برات سخته؟

واقعا نمی تونی درک کنی رفیقمه؟



چقدر برام سخت بود

اون موقعی که خواستم لبان اتشین خوشبختی را بوسه زنم بدبختی اومد رومون خوابید

خسته شدم از این همه حس عاشقانه ای که تو تمام شعرام برای 1 گاوووووووووه به تمام معنا خرج کردم

شاید قلمم رو بذارم کنار و دیگه ننویسم

چون خیانت بزرگی به قلم و کاغذم کردم با اون احساس مسخره ای که داشتم

یه حس کاملا درست و مقدس به 1 ادم عوضی ای که هیچی حالیش نبود

گاهی فکر میکنم تمام این مدت اگه این شعرا و احساسات پاکمو برای 1 گاو واقعی خرج می کردم الان ادم شده بود و صد البته عاشقم بود

اشتباه از خودم بود اکه یک حیوون رو به شکل شاهزاده رویاها میدیم حیف که شاهزاده من سوار اسب سفید نبود بلکه سوار1خره خاکستری رنگه کثیف بود

این وسط چندتا شعر خوبم نوشتم که اصلا ربطی به اون حس لعنتی نداشت مث شعر نورها.وقتی که و یا اون مطالبی که بخاطر حسی که داداش بنیامین بهم میداد نوشتم.نه من عاشق این چندتا شعرمم چون برای افراد درستی نوشته بودمشون



اگه کفشت پاتو می زد و از ترس قضاوت مردم پابرهنه نشدی

و درد رو به پات تحمیل کردی ، دیگر در مورد آزادی شعار نده . . .

.


تمام جهنم در یک کلمه وجود دارد:تنهایی. ویکتور هوگو


من نمیگویم هرگز نباید در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم باید بار دوم هم نگاه کرد.  ویکتور هوگو


عقیده بعضی انسانها بر مبنای عقده اشان شکل می گیرد . . .